غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
175
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
حكايت دهم در تعديل مكائيل و اوزان و تعيين سنجات ولايات بر يك ميزان . قبل از زمان فرخندهنشان غازان خان اوزان سنك زر و بار و پيمانه و كيل و قفيز و تغار اختلاف بسيار داشت چنانچه در يك ولايت بحسب قرب و بعد قرى و قصبات از شهر تفاوت در وزن سنجات و كيلها يافته ميشد و بدين واسطه خلل در تسعيرات بوقوع مىپيوست و هركس را از مردم روستا غله بقيقرى ميبايست داد چون بكيل و پيمانه برو پيمودى البته هرصد من هفتاد من يا شصت من بودى اما مردم قوى دست آنچه ايشان را بايستى گرفت بضرب چوب در هرصد من سى چهل من زياده مىستاندند و بدين واسطه پيوسته در ميان براة داران و مزارعان خصومت و منازعت وقوع مييافت و چون كيفيت حال بران خان ستوده خصال ظاهر گشت خاطر بتعديل سنگها و كيلها متوجه داشته در آن باب يرليغ مطاع بنفاذ رسانيد و بهر ولايت از آن نشان سواد فرستاد تا مقصود بحصول پيوسته اختلاف از ميان طوايف انسان برافتاد و حاصل الفحواى آن يرليغ اين بود كه درين اوقات كه نواب پايهء سرير اعلى به وضع قوانين سركار شهريارى اشتغال مينمودند چنان معلوم شد كه در اطراف بلاد و اردو بازارها هركس جهت مصلحت و منفعت خود وزنى از سنك و كلوخ و آهن ساخته بدان خريد و فروخت مينمايد و بدان سبب درويشان نقصان مينمايند بنابر آن فرمان واجب الاذعان نفاذ يافت كه در تمامت ممالك از كنار آب آمويه تا مصر سنك زر و نقره و بار كيل و تغار را مساوى گردانيده از آهن بسازند و مهر بر آن نهاده خلاف آنچه در حضور مقرر فرمودهايم جايز ندارند و بقوانينى كه تفصيل مييابد عمل نمايند اول بدانند كه استاد فخر الدين و بهاء الدين خراسانى را تعيين نموديم كه سنگهاى زر و نقره را موازى وزن تبريز به شكل مثمن ترتيب كنند و در هرولايتى دو معتمد از قبل خود نصب نمايند مقرر آنكه امينى از هربلدهء بحضور محتسب سنجات را به آن وزن و شكل از آهن ساخته نزد معتمدان مشار اليهما برند تا مهر بر آن زنند و هيچكس ديگر به آن مهم نپردازد و هرآفريدهء كه خلاف نموده بىوقوف امين و معتمدين مومى اليهما سنك سازد و سكه بر آن نهد مجرم و كشتنى باشد ديگر مقرر فرموديم كه بهر كس سنك مسكوك دهند نام او را بر دفتر نويسند تا ديگرى سنك نتواند ساخت و در هرماه يكنوبت تمامت سنجات مردم را به نظر احتياط درآورده موازنه كنند تا اگر شخصى بخلاف حكم عمل نموده باشد و كيفيت ظاهر گردد بسياست رسد ديگر فرمان داديم كه وزن سنكبار در هرموضع كمتر از وزن تبريز بوده باشد موازى وزن تبريز سازند و در هرولايت كه آن وزن زياده بوده باشد به همان دستور مقر دانند ليكن بايد كه تمامت آن سنجات را به شكل مثمن از آهن ساخته و تعديل نموده معتمدان مشار اليهما سكه بر آن نهند تا اعتماد را شايد و بايد كه وزن بار را از ده من تا يكدرم يازده قطعه سازند بدين تفصيل ده من پنج من دو من يكمن نيم من چهار يكى نيمچهار يك ده درم پنج درم دو درم يكدرم